محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
461
اكسير اعظم ( فارسى )
جذام را در ابتدا واقف كند و گاهى صحت بخشد . ديگر غوك نهرى بپزند تا آنكه مهرا گردد و شورباى او بنوشند كه فادزهر جذام ست . و چون به زيت و نمك پخته بخورند نيز براى جذام ترياق نوشتهاند . ديگر برادهء عاج يك درم به آب پودينهء نهرى ده درم تا يك ماه كامل خوردن جذام را زائل كند . ديگر مغز تخم قرطم و تخم افتيمون هر واحد پنج درم ماء الجبن هفتاد درم با يك و نيم اوقيه شكر سفيد شيرين كرده خوردن در ابتداى جذام نفع عظيم بخشد و بعضى عسل خيارشنبر ده درم در اين تركيب افزوده و وزن مغز قرطم بيست درم و ماء الجبن رطل نوشتهاند . ديگر طبيخ داذى سى درم تا سى روز متواتر نوشيدن قلع و استيصال جذام كند ديگر بعد تنقيهء بدن به ادويهء مسهله هر روز بيست درم آب پودينهء نهرى مروق و يك و نيم مثقال ترياق فاروق بدهند تا ده روز بعد از آن ترياق مذكور و در آب پودينهء نهرى حل كرده بر بدن لطوخ سازند و سه ساعت در آفتاب بنشانند تا خوب عرق آيد پس پارچه بپوشانند . ديگر بگيرند تخم افتيمون و كوفته در پارچهء باريك صره بسته در دو ثلث رطل شراب كهنهء شيرين شب بخيسانند و صبح گرم كرده صره را بمالند و با يك اوقيه جلاب شيرين كرده بر ناشتا بنوشند و همچنين هفت روز متواتر استعمال كنند كه مجذوم را نفع عظيم دهد و از تجارب اين جزار است . ديگر ثوم برى يا بستانى تا چهار مثقال با عسل كف گرفته تا مدت پنج روز متواتره هر روز يك بار خوردن نفع عجيب نمايد و مگر شرب و طلاى خولان . و كذا احضض مكى . و كذا عصارهء فيراسيون تا پنجاه روز متواتر . و كذا حاشا به عسل . و كذا جندبيدستر و تطليهء آن به روغن كنجد . و كذا نخود سياه . و كذا خطمى . و كذا پودينهء نهرى مطبوخ به شراب و شرب گل يا تخم فرنجمشك . و كذا شحم حنظل . و كذا هليلهء كابلى بدوام . و كذا روغن بيد انجير هر روز سه درم تا چهل روز . و كذا طبيخ شاهسفرم . و كذا ثمر عذبه و برگ او در سركه پخته . و كذا پوست بيخ زيتون هر روز يك مثقال بجلاب تا يك ماه كامل متصل . و كذا پودينهء نهرى . و كذا كتيرا هر روز دو درم به شير بز تا يكصد روز متواتر . و كذا برگ و بيخ قثاء الحمار كوفته جوشانيده . و كذا تخم بادروج . و كذا شير خنزير . و كذا خاكستر سنگ پشت مسلم اندك به شراب كهنه حل كرده . و اكل كنجد مقشر به شكر مدام . و كذا طاؤس به طريق اسفيدباج پخته و كذا شاهسفرم . و كذا تخم آن در هر ماه يك مرتبه كه آمن از حدوث او تمام عمر است . و كذا لحم ماكيانى كه پانزده روز مغز تخم قرطم خورانيده فربه كرده باشند و از چربى آن اطراف را چرب كردن . و كذا تخم بيد انجير ده عدد يا دو درم تا چهل روز متواتر . و كذا اسطوخودوس تازه غير خشك هر واحد مفيد جذام است . و گويند كه طلاى عاقرقرحا و پوست بيخ كبر و عسل و سركه نافع قروح جذام است . و كذا ذرور شيطرج . و كذا پودينهء برى . و كذا ياقوت و سيناوج هر دو باريك سوده بر بدن قروح آن را خشك كند . و كذا طلق محلول . اطريفل شاهتره كه خارش و سعفه را سود دهد و در جذام و حذر معمول پوست هليلهء زرد چهل درم پوست هليلهء كابلى سى درم پوست بليلهء آملهء منقى هر واحد بيست درم شاهتره سى درم ريوند چينى دو درم و گاهى بنا بر غرض اسهال ريوند چينى چهار درم كرده مىشود همه را كوفته بيخته به روغن بادام چرب كرده با كشمش به سرشند شربتى چهار درم تا پنج درم . حب سم الفار كه در جذام جمودى مجرب و معمول است سيماب يك درم سم الفار يك درم كندر شش درم ريوند چينى سه درم صمغ عربى دو درم سيماب را در آب ليمو قتل كنند و باقى ادويه كوفته بيخته آميزند و در زهرهء گوسفند يك درم حب مقدار مونگ بندند و يك حب صباح و يك شام بخورند پرهيز از ترشى ضرور است . نوع ديگر از مجربات بعضى اطبا در وقتى كه ناخن و اصابع دست و پا ساقط شوند مار سيه را كشته سر آن دور نموده گوشت آن را از استخوان جدا كنند و سه ماشه سم الفار با گوشت مذكور كهرل نمايند تا آنكه سياه شود پس حبها به قدر فلفل سياه بندند و هر روز يك حب در مسكهء گاو آميخته دهند تا سه روز متواتر غذا جو دهند ديگر هيچ غذا نبايد داد . دوايى كه در وقت استحكام جذام به كار آيد هليلهء سياه پوست هليلهء زرد افتيمون هر يك پنج جزو با مويز منقى پانزده جزو سوده آميخته هر روز يك توله بخورند و اين قرصها طلا كنند شيطرج هندى زاج سرخ هر يك يك و نيم درم سرمه مازوى سبز روناس خربق سياه استخوان ماهى شبوط آطريلال هر يك دو درم عنصل سه درم كوفته بيخته بسركهء انگورى قرصها سازند و هر روز به سركه سائيده طلا كنند . عرق تأليف حكيم علوى خان كه در جذام بعد تنقيه معمول است . و از بياض استاد مرحوم منقول برگ شاهتره نيم آثار سرپهوكه چرائته چوب بجيسار گل مندى تخم نيم تخم بكائن پوست هليلهء زرد هليلهء كابلى هليهء سياه پوست بليله آمله دهمايه زردچوب ريك نيم پاؤ كاسنى بيخ كاسنى پوست درخت نيم پوست بكائن نيل كنهى تخم پنوار گشنيز خشك گل نيلوفر گل نيم گل بكائن گل سرخ هر يك پاؤ آثار گلو سبز سه پاؤ شيطرج هندى گل بنفشه برگ گاو زبان هر يك دو دام بابچى سه دام برگ حنا پوست كچنال هر يك چهار دام نيمكوفته در بيست آثار آب دو شبانهروز تر نموده عرق كشند و هر روز نيم پاؤ همراه اين معجون بخورند گل سرخ گل بنفشه گل نيلوفر گل گاو زبان بادرنجبويه تخم بادرنجبويه تخم شاهتره برگ گاو زبان هر يك يك توله بسفائج فستقى اقتيمون تخم كاسنى مويز منقى هر يك دو توله عناب ولايتى باديان خطائى چاء خطائى جدوار خطائى سنبل الطيب عود غرقى هر يك سه ماشه و در نسخه ديگر هر واحد يك توله است كوفته بيخته مرباى هليله مرباى آمله هر يك شش عدد در گلاب و كيوره خيسانيده خسته برآورده ماليده صاف كرده عسل دو چند